آدمهایی با اندروید با آیفون
50 بازدید
تاریخ ارائه : 3/12/2015 10:24:00 AM
موضوع: سایر

سکانس اول:مهمانی ای در خدمت نزدیک ترین اقوام یا فامیلهایی که دورند.آدمهایی که سرشان در گوشی است وصداهای مبهمی که به گوش می رسد...................................

سکانس دوم:دفتر کار .مراجعینی که می آیند وسر در گوشی دارند ومسولینی که آنها هم همین طور وهمچنین عده ای که گوشی ندارند وسر در گوشی این افراد دارند همی........

سکانس سوم:ایستگاه اتوبوس اول یک صبح دل انگیز وبازهم آدمهایی که سر درگوشی دارند وراننده هایی ککه دوست دارند سر در گوشی داشته باشند ویا دارند برخی که کمی بی احتیاطند وبازهم در اتوبوس مردمی که تقریبا همگی سر در گوشی دارند وخیلی مهم نیست

سکانس چهارم:همه جا وهمه کس که همیشه سر در گوشی دارند وتقریبا زندگی بدون گوشی بی معناست

سکانس آخر:فرهیختگانی که مدام در پی امور کلان هستن وتقریبا هیچ وقت ،وقت ندارند به مردم برسند ودوستانی که همیشه فقط امنیتی شدن مباحث متحرکشان می کند واصلا مهم نیست که یک مرد آسمانی که هیچ شباهتی به آدمهای اطراف ندارد واز جنس ما نیست در یک بند از کلام طلایی اش گفته است """"فرهنگ همان چیزی است که حاضرم جانم را برایش فدا کنم""""ومن نمی دانم این اتفاقها در مقوله فرهنگ هست یا نه؟؟؟!!!پس آنهایی که خیلی به ایشان خودشان را می چسبانند کجایند؟؟؟؟!!!!